وضعیت یجور عجیبی عجیبه بازم باید امید داشت؟ من نمیدونم تو این شرایط باید به فکر روان خودم باشم، همدلی کنم با بقیه، درکشون کنم.. فکر میکنم تو هیچ دوره از زمان مردم ما اینحوری نبودن انقد خشمگین انقدر ناامید انقدر غمگین.. تنها راه پذیرفتن اینه که ما همواره در رنج باقی میمونیم فقط باید یاد بگیریم زیر فشار این غم زنده بمونیم شایدم یه روزی تصمیمون عوض بشه و نخوایم زنده بمونیم
برچسب:
نویسنده: کیانوش جعفری
برچسب:
نویسنده: کیانوش جعفری
برچسب:
نویسنده: کیانوش جعفری
بیشتر بخش در زمان حاضرمو با نرجس بودم رفتیم بام غروبو و من فهمیدم باید یاد بگیرم بیشتر شل کنمو بیشتر به ی ورم باشع همه چی انگار هرچی بزرگتر میشی بیشتر ب این پی میبری همیشه خوندم که باید لحظه هارو زندگی کرد ولی ما فقط میخونیم وقت عمل خیلییی ضعیفیم حداقل من اینجوریم تلاشم فعلا باید روی مسئله شل کردن باشه :) همون رها کردنع ولی مسیرمو ادامه میدم جوری نیست که از اونور بوم بیفتم
برچسب:
نویسنده: کیانوش جعفری
من الان دیدم جافکری پادکست نوین نداده ک قبلیارو گوش کردم فک کن گوش کردمو اوضاع اینه امشب باید ی اصلاحیه فوری میفرستادم برای مشتری که اومدم خونه بعد از ی ترافیکی ک تصادف شده بود و وقتی ب ترافیک یهویی رسیدم از سرعت 80 نمیدونم چجوری ترمز زدم اومدم خونه و گس وات...ویندوزم پریده :) دیگ نمیخوام برای این چیزا نگران باشم چون همیشه پیش میاد و از کنترل منم خارجه
برچسب:
نویسنده: کیانوش جعفری
برچسب:
نویسنده: کیانوش جعفری
دیشبو خیلی دوست داشتم. ی ضربه یکم کوچیک روحی خورده بودم گف ناراحت و نگران نباش گفتم ن نیستم من فقط حالم یکم خوب نیس ولی زندگیمو دوس دارم
برچسب:
نویسنده: کیانوش جعفری